محمد رضا حكيمي - محمد حكيمي - علي حكيمي ( مترجم : آرام )
259
الحياة ( فارسي )
اسلامى از آن ناگزيريم . و اين همان اجتهادى است كه به آن فرامىخوانيم ، يعنى پذيرفتن حركتى سازنده و زنده كننده در ميدان اجتهاد و فقاهت سنّتى ، چرا ؟ چون مسائل و مشكلات انسان معاصر تازگى و تنوّع و فزونى پيدا كرده است ، و ديگر به صورتى نيست كه براى گذشتگان وجود داشته است ؛ و اجتهاد طاقت و توان آن را دارد كه - بيش از گذشته - خواستها را اجابت كند ، در صورتى كه بر نصوص و سپس ملاكها تكيه كند . و ما به اجتهادى اين چنين ، هوشيار ، زنده ، و در حال لمس واقعيّت زندگى انسانى و نيازمنديهاى آن ، خوشامد مىگوييم كه - مثلا - حكم احتكار را بر هر چه مردمان در زندگى خود بدان نياز دارند ، از پوشاكهاى زمستانى و دارو و سوخت ، تعميم مىدهد . و اين همان چيزى است كه جوهر « استنباط » و واقعيت آن را تجسّم مىبخشد ، و اين گونه اجتهاد ، از مقولهء همان « تفريع » فروع بر « اصول » و « ملاكها » است ، يعنى آنچه كه امامان معلَّم و هادى « ع » ، به ما القا كردهاند . و از همين راه است كه شيخ الطَّايفهء طوسى - كه ستون فقه و اجتهاد بوده است - چون مىنگرد كه نمك - اكنون و در اين محيط - مورد نياز مردم است ، و احتكار آن به زندگى جامعه آسيب مىرساند ، به افزودن آن بر شش مادّهء منصوص احتكار مىپردازد ، با اينكه از نمك هيچ ذكرى در اخبار مربوط به احتكار به ميان نيامده است . و آيا اين كارى غير از اجتهاد است ؟ پس كسانى كه سخت به فقه سنّتى تمسّك مىجويند ، چرا به امثال اين فقاهت آزاد نيرومند ( كه در عين حال سنّتى نيز هست ) تمايل پيدا نمىكنند ؟ چرا ، با وجود ملاكهايى كه در نصّ آمده و پذيراى تعميم است ( و براى ساختن اجتماع و زنده نگاه داشتن عدل و رهانيدن توده هاى مردم از سختى و ناراحتى سود فراوان دارد ) ، به آنها متشبّث نمىشوند ؟ با اينكه ملاك براى آن ذكر مىشود ، تا « ملاكى » براى « تعميم » ( و غناى احكام ) باشد . يكى از چيزهاى آشكار اين است كه علم فقه موجود ، با كتابها و ابواب آن ، در گذر از سده هايى چند تكامل پيدا كرده است ، با اينكه اصول احكام و مسائل - از آغاز - در كتاب و سنّت وجود داشته است ؛ پس كار اجتهاد آن بوده است كه به بسط و گسترش آن احكام بپردازد ،